{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P.2

فیک: مافیای ضعیف✨️

من هنوزم مافیا بودم با تیپ‌ مشکی و قیافه ی خوبم کم کم داشتم معروف میشدم و از این سبک زندگی راضی بودم یکی از روز ها که تو کافه مشغول خوش گذرونی بودم دختری وارد کافه شد شفارششو داد و اومد نشست از دور نگاهش کردم توی چشاش برقی دیدم که انگار عاشقش شده بودم حالم عجیب بود اون خانم بعد از خوردن سفارشش رفت ولی منو رفیقام تا دیر وقت مشغول دیوونه بازیو مستی بودیم
سوار ماشین شدم و به سمت خونه رفتم شانس اوردم با اون مستی تصادف نکردم! رسیدم خونه رو کاناپه خوابم برد
دیدگاه ها (۳)

عیجاننننن عیجانننن👈👉😔

ووووویییییی🥲

P.1

نهههههه😂😑😔

رمان ندای شب

پارت ۳(+: ا/ت)(-: جونگکوک)(*: جی‌وو)(/: مینهو)بارون هنوزم می...

{ 𝐁𝐨𝐨𝐤 𝐨𝐟 𝐋𝐢𝐟𝐞 } { 3 } چشمام رو باز کردم. سرم در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط